الملا فتح الله الكاشاني

230

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

تعالى غافل نيست * ( عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * از آنچه ميكنند يهود از نقض عهد و غير آن از ساير معاصى اين تأكيد وعيد است يعنى حقتعالى از افعال قبيحه و اقوال شنيعه ايشان غافل و ذاهل نيست و همه را بر وفق كردار و گفتار ناصواب در سلسله عذاب و عقبه عقاب و چنگال نكال خواهد كشيد و حفص بخطاب ميخواند لقوله منكم يعنى اى يهود از آنچه ميكنيد از انواع گناه خدا به آن آگاهست و ميشايد خطاب عام باشد يعنى اى بندگان آنچه از شما صادر مىشود علم الهى محيط است به آن و به هيچ چيز از آن ذاهل نبوده و نيست پس در عمل صالح كوشيد و از كردار قبيح پا بيرون كشيد و وجه غيبت كه قرائت غير حفص است بنا بر ارجاع آنست به من موصول و بدانكه * ( أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ) * اجتماع ايمانست با كفر كه مخالف مذهب حقست و صحيح آنست كه ايمان اينجا بمعنى لغويست نه اصطلاحى چه ايمان اصطلاحى تصديق است بجميع ما جاء به النبى ( ص ) و گويند معنى آنست كه ايشان اظهار تصديق ميكردند ببعضى از كتاب و انكار مينمودند ببعضى ديگر و محتملست كه معنى اين باشد كه چون شما عمل ببعضى ميكنيد دون بعضى پس گوئيا ايمن آورده‌ايد ببعضى دون بعضى ديگر و اين آيه دالست بر آنكه ايمان ببعضى با كفر ببعضى نفع نمىدهد ايشان را * ( أُولئِكَ ) * آن گروه ناقضان عهد و عهد شكنان * ( الَّذِينَ ) * آنانند كه از بيخردى * ( اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا ) * خريده‌اند و بدل كرده‌اند زندگانى محقر دنيا را * ( بِالآخِرَةِ ) * بنعمت جاودان سراى ديگر * ( فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ) * پس سبك كرده نشود از ايشان * ( الْعَذابُ ) * مطلق عذاب نه در دنيا بنقض جزيه و نه در آخرت بنقض تعذيب * ( وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ ) * و نباشند ايشان كه يارى داده شوند در دنيا بدفع آفات و بليات از ايشان و نه در عقبى برفع عقوبات در آيه دلالتست بر آنكه سرمايه عذاب ايشان دوستى دنيا است كه ( حب الدنيا رأس كل خطيئة ) و در حديث آمده كه اشقى الاشقياء كسيست كه دين را به دنيا بفروشد يعنى دنيا بر آخرت اختيار كند و كسى كه شقاوت او از اين كس بيشتر است كسيست كه دين خود را بدنياى غيرى بفروشد و بعد از آن ذكر نعمت كتاب تورية و ارسال رسل مىكند بر ايشان و كفران ايشان به آن تكذيب در مقابل آن و ميگويد كه * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى ) * بدرستى كه ما عطا كرديم بموسى * ( الْكِتابَ ) * تورية را كه جامع احكام شريعت ايشان بود * ( وَقَفَّيْنا ) * و از پى در آورديم * ( مِنْ بَعْدِه ) * از پس موسى * ( بِالرُّسُلِ ) * بفرستادگان يقال ( قفاه اذا تبعه و قفاه به اتبعه من القفا نحو ذنبه من الذنب ) يعنى در عقب موسى فرستاديم پيغمبران را چون يوشع